مقدمه: گوش و قوه شنوايي به عنوان يكي از مخلوقات خداوند و از اجزاي مهم حيات بشر، مورد توجه قرآن كريم قرار گرفته است. گوش عبارت از يك عضو غضروفي، نرم و چين‌و‌شكن‌دار و تابدار است که ‌از سه قسمت اصلي گوش خارجي، گوش مياني و گوش داخلي تشکیل شده است. مهمترين قسمت گوش داخلي قسمت حلزوني شكل آن است که داخل آن اعصاب شنوايي، مايع و تارهاي مويي شكل وجود دارد. اين تارهاي مويي و اعصاب شنوايي صدا يا پيام‌هاي رسيده را به مغز مي‌رسانند. تعداد سلول‌هاي عصبي دريافت‌كننده امواج صوتي در گوش، به سه هزار سلول عصبي مي رسد. علاوه بر موارد فوق، عوامل و اندام‌هاي ديگري نيز در گوش وجود دارند كه نقش بسيار مؤثري در شنوايي ايفا می‌کنند.

هدف: حس شنوايي و بينايي، دو ركن اساسي معرفت و تفكر است. سخن گفتن بر مبناي شنيدن و تصور اشياء بر اساس مشاهده است. از اين روگوش و چشم از اهميت زيادي برخودار هستند. در اين پژوهش به اين سؤال اساسي پاسخ داده شده‌است كه فلسفه و علل تقدم گوش بر چشم چيست؟

مواد و روش‌ها: از آن جهت که سؤال اساسی پژوهش، بررسی علل و فلسفه تقدم گوش بر چشم در نهج‌البلاغه و قرآن است، این پژوهش یک مطالعه توصیفی، تحلیلی به صورت کتابخانه‌ای و بررسی اسناد از منابع در زمینه گوش و چشم می‌باشد.

نتيجه گيري: واژه «سمع» و «بصر» در كنار هم، 19 بار در قرآن وارد شده‌است و در 17 مورد از اين تعداد، كلمه «سمع» قبل از «بصر» آمده‌است. گوش و شنوايي از جهات گوناگون نقش بسيار مؤثر در معلومات آدمي ايفا مي‌كند. از آن جمله قرآن يكي از علل جهنم رفتن جهنميان را گوش نسپردن به پند و اندرزها معرفي مي‌كند. تقدم گوش بر چشم در قرآن و نهج‌البلاغه، تقريباً يك اصل است و اين حكايت از جايگاه استثنايي گوش و شنوايي دارد.

براي مطالعه اين مقاله كتابخانه اي جالب به اين ادرس مراجعه كنيد:

http://quranmed.com/?page=article&article_id=9619