صورت؛ آینه تمام نمای هیجان
هیجان یا احساسات را باید یکی از پر طرفدارترین مقوله های دانش روان شناسی نوین دانست. متاسفانه با وجود پیشرفت های چشمگیر عصب شناسان در این شاخه، اطلاعات عمومی عامه مردم بسیار پایین بوده و بیشتر متکی بر اطلاعات قدیمی و اغلب غیرعلمی است. بدتر از همه اینکه نداشتن اطلاعات کافی در زمینه هوش هیجانی اغلب به برداشتهای غلط آنها در روابط عاطفی منجر می شود که این امر می تواند شکستهای بزرگی را در روابط اجتماعی آنها رقم بزند. مثلا خانمی را تصور کنید که به سودای یافتن یک همسر مناسب چند میلیون تومان برا ی خرید یک گردن بند برلیان هزینه می کند اما هیج فکری به حال لبخند های کنایه آمیزش نمی نماید. طبیعی است که هیچ کس از دیدن او در مهمانی خوشحال نشده و همه تلاش می کنند از او پنهان شوند تا هدف نیش و کنایه های احتمالی او قرار نگیرند. من در این یادداشت سعی خواهم نمود در مورد خاستگاه عصب شناسی هیجان و نقش آن در زندگی روزمره موضاعاتی رامطرح کنم.

هیجان لزوما به معنی هیجان زدگی نیست؛ بلکه شادی، لذت، غصه و عصبانیت و اصولا هر حالت عاطفی که سبب بروز یک احساس در ذهن شما شود، یک هیجان به شمارمی آید.علاوه بر این هیجان همواره یک مولفه جسمی در بدن دارد: افزایش یا کاهش ضربان قلب، خشک شدن دهان یا افزایش ترشحات بزاقی، گشاد شدن یا تنگ شدن مردمکها، تعریق کف دستها، پاها یا سرو صورت، تندتر یا کندتر نفس کشیدن و یا شکل گیری خطوط چهره مانند بازماندن دهان، گره خوردن ابروها، فشردن دندانها، لبخند، نیشخند و ... را باید از جمله رایج ترین مولفه های جسمی هیجان دانست. از جمله مهمترین ترین حالتهای هیجانی می توان به عصبانیت، تنفر، شادی، ترس، اضطراب، شرمندگی، غرور، لذت و احساس خیط شدن اشاره نمود. بدیهی است که هیجانات ما کمتر به صورت خالص بروز کرده و اغلب به صورت ترکیبی از دو یا چند هیجان پایه ای هستند.
نخستین سوال مطرح در این زمینه اینست که آیا هیجان مختص انسان است یا حیوانات نیز از آن بهره مند هستند. پاسخ کملا روشن است. اما بهتر است بگوییم ممکن است گیاهان نیز این گونه وانمود کنند که هیجان دارند اما از آنجایی که یکی از مولفه های اصلی هیجان احساس درونی و ذهنی آن است، طبق تعریف فقط پستانداران و پرندگان واجد قشر لیمبیک مغز هستند که می توانند هیجان را ابتدا خود حس کرده و سپس به دیگران بروز دهند. بنابراین بزرگترین دشمن بچه مارهای تازه از تخم بیرون آمده، مادرشان است، چون نداشتن احساس مادرانه سبب می شود مار به آنها به عنوان طعمه نگاه کند.

هیجان علاوه بر رنگ دادن به زندگی منطقی انسان سبب شکل گیری بعد اجتماعی زندگی او شده است. دلیلش اینست که هیجان مسری است بدین معنا که شما همانگونه که می توانید شادی خود را در کسری از ثانیه با لبخند به همسرتان منتقل کنید، یک نیشخند معنادار شما به موهای تازه رنگ شده خواهر شوهرتان، می تواند با سرعت نور او را خشمگین کند. روانشناسان و چهره شناسان بر این باورند که این قدرت فوق العاده تقریبا در انحصار انسان قرار دارد و تنها برخی از انواع شامپانزه ها درجات بسیار خفیف این توانایی را دارند. این توانایی بی همتا را باید در دانش روانشناسی تکاملی جستجو کرد چرا که تنها صورت انسان است که با داشتن 43 عضله مجزا می تواند در کسری از ثانیه چندین هیجان احساسی را به نمایش بگذارد.
تعداد زیاد و کارکردهای متنوع این عضلات را باید حاصل چند صد هزار سال کار طبیعت بر روی صورت انسان دانست که او بتواند بهتر از تمامی مخلوقات به راحتی احساس خشم، ترس، بهت زدگی، شرمندگی ، شادی و تمسخرش را تنها ظرف چند صدم ثانیه به همنوعانش بروز دهد و از این طریق با آنها روابط اجتماعی برقرار کرده و یا به آن روابط تداوم بخشد. هر چند او غالبا دانسته و ندانسته از این ابزار پیشرفته جهت رنجانیدن و دفع همنوعان یا حتی گول زدن آنها استفاده می کند.





دکتر مهرداد اخوان بهبهانی