سیگار بد است اما از آن بدتر برخورد سطحی و ظاهری با معضل شیوع رو به رشد سیگار در بین جوانان است.
البته می توان به سادگی و به رسم همیشه توپ را به زمین جوانی و غرور و خودشیفتگی یا مشکلات ناشی از بلوغ انداخت. اما گویا این دلایل دیگر نخ نما شده اند یا حداقل در بین جوانان پذیرفته نمی شود.

از سوی دیگر آمار ها حکایت از شیوع تصاعدی سیگار در بین جوانان خصوصا دانشجویان و دختران دارد. این بدان معناست که دو جبهه جدید در این کارزار گشوده شده است.

برای ریشه یابی دلایل تمایل جوانان به سیگار و به دنبال آن مواد توهم زایی مثل حشیش، ماریجوانا، گل، کروکودیل، دستمال و در نهایت شیشه کافیست با چند جوان سیگاری صحبت کنید و دلیل کارشان را بپرسید. بیشترین جملاتی که از آنها می شنوید عبارتند از:


•    وقتی اضطراب می گیرم، ترجیح می دهم یک نخ سیگار بکشم.
•    تفریح و هیجان ندارم. حشیش مانند یک سفر هیجان انگیز و همیشه در دسترس است
•    سیگار که می کشم تمرکزم زیاد می شود و می توانم بهتر به کارم برسم.
•    شیشه که میزنم می توانم دو روز بدون استراحت مسافرکشی کنم.

 

با کمی دقت در ترکیبات سیگار متوجه می شوید نیکوتین واقعا باعث افرایش تمرکز می شود. طبیعتا می تواند فرد را در حل مسئله اش کمک کرده و اضطراب او را کاهش دهد. از طرفی کام گرفتن از سیگار، ذهن ناخودآگاه او را به یاد مکیدن سینه مادر می اندازد که بر طبق نظریات فروید باعث لذت او می شود و نتیجتا اضطراب او را به صورت شرطی کاهش می دهد.
و در نهایت کشیدن سیگار طی یک مراسم ویژه به انجام می رسد. انجام این مراسم تکراری و کاملا انحصاری که کاملا تحت کنترل خود فرد است، نوعی مدیتیشن محسوب می شود و آرامش زیادی را برای او به ارمغان می آورد. این موضوع در مورد مواد توهم زا نیز صادق است و جزو جاذبه های آن محسوب می شود.


بنابراین بهتر است متخصصین روانشناسی اجتماعی که دغدغه کاهش مصرف سیگار را دارند به جای تمرکز روی قوانین باز دارنده، راه حل جایگزینی برای کشش های طبیعی سیگار پیدا کنند.